تئاتر خصوصی نباید به گیشه فکر کند

روزنامه همدلی | ۱۷ مهرماه ۱۳۹۵

گفت‌وگوی «همدلی» با کارگردان و بازیگران نمایش «ویرانی»

تئاتر خصوصی نباید به گیشه فکر کند

امید خاکپورنیادر زندگی و روابط شخصی هر کدام از ما، فرصتهایی پیش میآید که میتوان از آن بهره درست و کاملی برد، اما به دلیل وابستگی ذهنی و عاطفی به نزدیکانی که شاید با چهره واقعیشان آشنا نباشیم، این فرصتها به آسانی از دست میروند. نمایش «ویرانی» به چنین مضمونی میپردازد.
این روزها در پلاتوی سینما مرکزی، نمایشنامه «ویرانی» به نویسندگی و کارگردانی افشین حسنزاده و با حضور بازیگرانی چون نگار عابدی، فریبا کامران و بهروز پوربرجی در حال انجام آخرین تمرینات است تا از بیستوپنجم مهرماه در تماشاخانه باران به روی صحنه برود. افشین حسنزاده دانشآموخته مکتب تئاتر آناهیتا و زندهیاد مصطفی اسکویی است. «ویرانی» نخستین تجربه کارگردانی او پس از گذراندن دورههای آموزشی مختلف و استفاده از محضر اساتید هنر نمایش است. در همین راستا، فرصتی دست داد تا در یکی از آخرین جلسات تمرینی گروه، به آنها ملحق شویم و با کارگردان و بازیگران نمایش «ویرانی» گفتوگویی ترتیب دهیم که در ادامه از نظرتان میگذرد:

آقای حسنزاده، از «ویرانی» بگویید و اینکه چه شد به سراغ نگارش و اجرای این متن رفتید
من در این نمایشنامه، قصد داشتم به یک معضل اجتماعی بپردازم و آن برقرار نکردن دیالوگ در اجتماع است. اما این را در یک فضای کوچکتری همچون خانواده نشان دادم، اینکه به دلیل دیالوگ نداشتن آدمها با یکدیگر، راههای میانبُری در روابط زده میشود و اتفاقاتی میافتد که ممکن است به نتایج خوبی منجر نشود. تمام مقصود و حرف من این است که برقراری دیالوگ و چگونگی آن بسیار مهم است. با اینکه در این نمایش، این موضوع در قالب رابطه یک زن و شوهر مطرح میشود، اما ما میتوانیم این معضل را در سطح بزرگتر اجتماع ردیابی کنیم. این بخشی از هدف متن است. بخش دیگر هم مربوط است به حساسیت افراد هنرمند و روشنفکر جامعه که چون دارای روحیهای خلاقانه هستند، طبعا نسبت به محیط پیرامون شان هم حساسترند و اگر نتوانند با این حساسیتها به درستی مواجه شوند، مسلما ممکن است منجر به اتفاقات غیرقابل پیشبینی شود یا اینکه تصمیماتی بگیرند که عمیقا مایل به آن نیستند، ولی به ناچار در معرض آن قرار میگیرند. بنابراین از دو جهت میتوان به این نمایشنامه نگاه کرد؛ یکی در سطح عمومیتر و دیگری خصوصی و فردی. اینها دغدغه من برای نوشتن این نمایشنامه بوده است. درواقع میخواستم به شکلی، از دست رفتن فرصتها و روزها و ساعتهاییرا نشان دهم که آدمها میتوانند از آنها بهترین بهره را ببرند ولی به دلایلی از دست میرود. معمولا تصوراتی که ما از اطرافیان در ذهنمان داریم ممکن است درست نباشد و یا حتی وارونه باشد، اما چون خودمان به آن اشخاص از لحاظ عاطفی وابسته هستیم، با همان ذهنیتها هم زندگی میکنیم و متوجه نادرستی آن نمیشویم.
از ماحصل کار راضی هستید؟
راستش ایدهآلمن خیلی بالاتر از این بود. من حرکتهای زیادی در صحنه با حدود ده دوازده نفر بازیگر در نظر داشتم اما به هر حال نشد. بنابراین با محدودیتها کنار آمدم و با این تعداد بازیگر کار را به پیش بردم. اما با همین شرایط هم خیلی علاقهمند بودم که این کار با امکانات بیشتری از نظر صحنه و آکسسوار جلو میرفت، بطور مثال دوست داشتم صحنه خیال داستان را با پرداخت بیشتری اجرا کنم، ولی کمبود امکانات این اجازه را نداد. از طرف دیگر متاسفانه بازیگران تئاتر ما دیگر کمتر به بدن و بیان و آنچه که استادان ما میگفتند اهمیت میدهند، آنقدر که دیگر هر کار دمدستی و سطح پایینی را دورهمی اجرا میکنند. این روزها یک بازیگر تئاتر تبدیل شده است به چانهای که فقط تحرک دارد. در نتیجه پیدا کردن بازیگری که هنوز اعتقاد به بدن و حرکت در صحنه داشته باشد، سخت است. اما خوشحالم که بالاخره بازیگران موردنظرم را یافتم و من را در این کار همراهی میکنند. بازیگر تئاتر باید از خودش مراقبت کند، این نکتهای است که مرحوم اسکویی همیشه به ما میگفت؛ اینکه شما اگر میخواهید بازیگر توانایی باشید، باید همیشه از خودتان مراقبت کنید و به غذا خوردن، ورزش کردن و خوابیدنتان اهمیت دهید. الان چه کسی این کارها را میکند؟ هیچکس! بازیگری مانند کارمندی شده است. از این تماشاخانه میروند به آن تماشاخانه، از فیلم به تئاتر و از تئاتر به فیلم. دیگر مشخصهای برای یک بازیگر تئاتر وجود ندارد. همه دارند همه کار میکنند. خوشبختانه من توانستم بهروز پوربرجی را در این کار داشته باشم، همینطور خانم کامران را که از روز اول در ذهنم بود، به دلیل سابقهای که با هم داشتیم و کلاسهایی که با هم رفته بودیم. نگار عابدی هم به هرحال جزو کسانی است که هم در سینما و هم در تئاتر، وجهه خوبی دارد. از ترکیب بازیگرانم بسیار راضی هستم، اما دغدغههای فراوانی برای اجرای این کار وجود داشت.
دغدغههایی که همیشه برای هنرمندان تئاتر مشکلساز میشوند. کار دیگری هم در دست دارید پس از «ویرانی»؟
بله، اتفاقا برای کار بعدی هم متنی نوشتم و دنبال بازیگر مناسب هستم، چون این متن نیازمند بازیگری است که روی بدنش کار کرده باشد. الان بیشتر تئاترهایی که میبینیم شبیه سریال تلویزیونی است، فقط به طور زنده دارد اجرا میشود! این اسمش تئاتر نیست. یک سری دیالوگ است که توسط افرادی در صحنه ادا میشود و تمام. آن هم با داد و فریاد و دویدن! داد زدن و معلق زدن، تئاتر نیست. منظورم این نیست که بازیگر باید آکروباتباز باشد، نه، منظورم این است که بازیگر باید بدنش را در اختیار متن قرار دهد. میخواستم نکتهای در مورد تئاتر خصوصی در ایران بگویم؛ تئاتر خصوصی نباید تبدیل به تئاتری شود که فقط به بیزینس و گیشه و پر کردن سالن فکر کند. تئاتر خصوصی علاوه بر اینکه میخواهد از زیر یوغ بوروکراسی دولتی بیرون بیاید، باید از هنرمندانی که کارشان خوب است و مستقل هستند حمایت کند که این حمایت الان وجود ندارد. اگر قرار باشد تئاتر خصوصی حمایتگر نباشد و فقط به پول فکر کند، راه به جایی نخواهد برد.
***
خانم کامران، در مود ویژگیهای نقشتان در «ویرانی» بگویید؟
نقشها همیشه ویژگیهای خاصی دارند که باعث میشود بازیگر به آنها راغب شود و سراغشان برود. در این کار هم، نویسنده به سوژهاش، نگاهی جدید و متفاوت دارد که من را جذب کرد. درست است که غالبا سوژهها تکراری هستند و محدودند اما با یک نگاه تازه قطعا متفاوت از کار در میآیند. نقش من هم جذابیتهای خاص خودش را دارد، اما اجازه بدهید که خیلی آن را لو ندهم! فقط او زنی است که وارد یک مهمانی میشود. بقیهاش را هم در اجرا ببینید! این زن ویژگیهای شخصیتی فراوانی دارد که ناشی از فرازونشیبهایی است که اکثر شخصیتها به نوبه خودشان با آنها دست به گریبان هستند. من وقتی کار را خواندم، این ویژگیها بنظرم جذاب آمد و تمام تلاشم را کردم که یک اجرای دلنشین داشته باشم.
الان از نتیجه کار راضی هستید؟
نه! چون هنوز به نظرم جای کار دارد و معمولا تئاتر به این شکل است که وقتی خطوط کلی را پیدا میکنی، تازه کار شروع میشود. یعنی کار سخت ما بعد از این آغاز میشود، زمانی که میبینی نقش، به رتوشها و تزئینات و خلاقیتهای ظریفی نیاز دارد که به مرور به آن دست پیدا میکنی و این کار را با سختیهای تازهای مواجه میکند.
همکاری با آقای حسنزاده رضایتبخش بود؟
بله، من افشین را سالهاست که میشناسم. ما تئاتر را با هم شروع کردیم. ولی هیچوقت اینگونه جدی نبوده که ایشان در مقام کارگردان باشد و من در مقام بازیگر، ما تا به حال با هم کار نکرده بودیم. ولی تجربه جالبی است. او بسیار منعطف است و با گروهش تبادل نظر دارد.
حرف پایانی؟
فقط امیدوارم این کار بتواند هم ما را به عنوان عوامل اصلیاش راضی کند و هم مخاطبان را. همیشه نگرانی بازیگر این است که مبادا مردم از کارش لذت نبرند. چون با وجود مردم است که تئاتر معنی پیدا میکند. امیدوارم کار قابل قبولی شود.
***
خانم عابدی از نقش خودتان و ویژگیهای آن برایمان بگویید؟
معمولا این سوال را همیشه از بازیگران راجع به نقششان میپرسند، اما پاسخ به آن از دو جهت دشوار است: یکی اینکه اگر اطلاعاتی از نقش به مخاطب داده شود، ممکن است بخشی از جذابیتهای تماشای کار از بین برود. دیگر اینکه در مورد بعضی نقشها از جمله همین نقش، صحبت کردن مشکل است، به این خاطر که نام خاصی ندارد، فقط یک زن است که سعی دارد به آنچه که بنظر خودش وظیفهیک زن در زندگی است، عمل کند. در نگاه اول، این نمایشنامه، یک مضمون اجتماعی روانشناسانه دارد که البته در نهایت، پیچیدهتر از توصیف من است. در واقع این نمایش، به بررسی روابط بین زن و مرد از دیدگاه روانشناسی و انسانی میپردازد، روابطی که بسیار پیچیدهاند. «ویرانی» بازنمایی رابطه زن و مرد در یک شکل طولانیمدت و متعهدانه است و اینکه چه مشکلاتی را از سر میگذرانند و اینگونه آن مشکلات ریشهیابی میشود. در این نمایش، یک زن به نمایندگی از تمام زنهایی که در کنار همسرشان زندگی میکنند و یک مرد به نمایندگی از تمام مردهایی که از رابطهشان خسته شدهاند وجود دارند، همچنین زن دیگری نیز به نمایندگی از همه زنهایی که شاید به نوعی قربانی هستند و وارد رابطهای مثلثی و فرسودهکننده میشوند، حضور دارد.
کدام ویژگی این نقش برایتان جالب بود که آن را پذیرفتید؟ 
به هرحال من به عنوان یک زن، با هر دو زن این نمایشنامه به لحاظ حسی و عاطفی وجوه اشتراکی بسیاری دارم. ممکن است بر اساس تجربیات شخصی خودم هم نباشد، اما به عنوان یک زن کاملا میتوانم این نقش را حس کنم و با هر دو زن، نزدیکی فکری برقرار کنم.
به خصوص به این دلیل که خودم یک زندگی خانوادگی را از سر گذراندم و گاهی لحظاتی قابل درک در این کاراکترها برایم وجود دارد. در واقع برایم جذاب است حسی را که بین خودم و زن نمایش مشترک است، روی صحنه ارائه دهم. اگر هم تجربه شخصی در خصوص نقشی نداشته باشم، باز هم سعی میکنم روی صحنه به عنوان یک زن آن را تجربه کنم و
نشان دهم.
تا به اینجا از ماحصل کار راضی هستید؟
ما دو سوم تمرینات را پشت سر گذاشتیم. هنوز یک سوم دیگر که در روند تمرین خیلی مهم است، پیش رو داریم. اما تا به اینجا بله، راضی هستم. چون تا جایی که از دستمان بر میآمده تلاش کردهایم و با راهنماییهای آقای حسنزاده امیدوارم که تا انتها راضیکننده باشد.
صحبت پایانی؟
خوشحالم از اینکه در کنار این گروه هستم و همبازیهای خوبی دارم و همچنین تجربه همکاری با آقای حسنزاده بسیار لذتبخش است. از آنجایی که ایشان هم نویسنده و هم کارگردان اثر هستند، بنابراین به نمایشنامه اشراف کامل دارند و خیلی خوب میدانند که چه میخواهند و چه حرفی میخواهند بزنند، به همین دلیل، همهچیز خیلی منسجم و هماهنگ است. از این نظر خیلی خوشحال و راضی هستم و البته کمی استرس و اضطراب هم دارم، چون به هر حال جزو کارهایی است که ویژگیهای خاص خودش را دارد. همچنین اضطراب این را دارم که مخاطب در برخورد با کار چه واکنشی نشان میدهد. امیدوارم که مخاطبان، «ویرانی» را دوست داشته باشند.
***
آقای پوربرجی نظرتان را راجع به «ویرانی» بگویید؟
وقتی متنی که آقای حسنزاده نوشتند را خواندم، دیدم که در مورد یک نویسنده است و انتخاب اشتباهی که در زندگیش انجام داده و این اشتباه دارد به مرور دامنگیرش میشود. او در نهایت تصمیم میگیرد که از این فضای عذابآور دور شود و خودش را حذف کند. محور قصه بر این اساس است و در مورد اشتباهاتی است که یک انسان میتواند انجام بدهد و بعد در آینده گریبانگیرش شود. این قصه برایم خیلی جذاب بود.
از کار کردن با آقای حسنزاده راضی هستید؟
بله کاملا. چون هم نویسنده و هم کارگردان اثر بودند و البته همزمان این دو نقش را بر عهده داشتن، کار سختی است، ولی روی هم رفته تجربه خوبی برایم بود، چون ایشان از من شاخصههایی خواستند که اغلب حرکتی بود و من چون در این زمینه تجربه دارم، همکاری خوبی شکل گرفت. ما از حرکتهایی استفاده میکنیم که مناسب درونیات کاراکتر است و مثلا شبیه رقص یا حرکات موزون نیست، به اصطلاح میگویند: بیان درونی روح. روح میتواند برقصد، حرکت کند وچیزی که من درگیرش شدم، همین حرکتها بود. چون در هر صورت قصه، ساده است. این ساده بودن قصه به ما کمک کرد که بتوانیم این نوع حرکتها را به آن اضافه کنیم. امیدوارم تا شب اجرا اتفاقات قشنگتری هم بیافتد و طوری نشود که متهم شویم به اینکه داریم اجبارا کار روشنفکرانه انجام میدهیم! تلاش داریم از این اتهامات مبری شویم، ولی تا به این جا، تجربه خیلی خوبی بود و از گروهم بسیار راضیام.
صحبت آخر؟ 
ما داریم سعی میکنیم که تمام مفهوم تئاتر را به اجرا ببریم. یعنی تئاتر را با تمام شاخصههایش درک و اجرا کنیم و تمام سختگیریها هم به همین علت است. چون از این حیث، تئاتر ایران در شرایط خوبی نیست، مخصوصا در وادی حرکت. حرف آخر اینکه ما دنبال منتقد نمیگردیم، بلکه دنبال دوست هستیم.

۷

به اشتراک بگذارید