هنرِ اعتراض

روزنامه روزان | هفتم مرداد ۱۳۹۵ – شماره ۳۴۳۱

هفتم مردادماه، سالروز تولد مسعود کیمیاییاست. مسعود کیمیایی اگر نگوییم بهترین، بدونشک یکی از مطرحترین فیلمسازان ایرانیاست. این مطرحترین بودن، بیشک معایب و محاسنی را متوجه مسعود کیمیایی میکند. اینکه همچنان ساخت هر فیلمی توسط کیمیایی، در صدر اخبارسینمایی قرار میگیرد و بسیاری لحظه به لحظه پشت صحنه اثرش را دنبال میکنند، برای تماشای فیلمش در جشنواره، ساعتها در صف انتظار میایستند، اینکه تمامی موافقان و مخالفانش منتظر هستند تا پس از تماشای فیلمش، دست به قلم بُرده، له و علیهاش قلمفرسایی کنند، اینکه در فضای مجازی، بسیاری به خاطرش به جنگ و جدال میپردازند، خود نشانی از حضورِ انکارناشدنی این پیرِ سینمای ایران دارد، و تاییدیاست بر تمام نشدن او و سینمایش. شاید هیچ فیلمسازی را نتوان مانند کیمیایی یافت که تا این حد از موافقان و مخالفان متعصبی برخوردار باشد و همین نگاه متعصبانه، در بسیاری از موارد باعث شده تا آثار او، آنگونه که شایسته است دیده نشوند و مورد داوری قرار نگیرند.

بی تردید سینمای ایران را میتوان به دو دوره قبل و بعد از «قیصر» تقسیم کرد. اگر دوره اول فیلمسازی در ایران را که از سال ۱۳۰۸ با فیلم «آبی و رابی» ساخته اوانس اوگانیانس آغاز میگردد و در سال ۱۳۱۶ با فیلم «لیلی و مجنون» ساخته عبدالحسین سپنتا خاتمه پیدا میکند در نظر نگیریم، باید سال ۱۳۲۷ و فیلم «طوفان زندگی» ساخته علی دریابیگی و تهیه کنندگی دکتراسماعیل کوشان را آغازگر جدی سینما در ایران بدانیم. دکتر کوشان درست یا غلط به عنوان پدر سینمای ایران شناخته شد. پدری که در حق فرزندش، شاید که بایسته پدری نکرد و او را بیبندوبار ساخت. تفکرات وی، گونهای سینمای عامه پسند و ساده انگارانه را در جهت تحمیق تودههای مردم بنیان نهاد. از این راه بود که «امیرارسلانها» و «قزل ارسلانها» و «ظالم بلاها» و «قارونها» توسط ایشان و ادامه دهندگان مسیر ایشان، پرده سینماها را تسخیر کردند. فیلمهایی که این باور را در اذهان مردم زنده میکردند که روزی همای سعادت بر شانهشان خواهد نشست و عاشق یا معشوق متمولی پیدا میشود که دل در گروی ایشان میبندد!

در این بین بودند تلاشهای اندکی که سعی در ایجاد سینمایی با هویت ایرانی داشتند ولی علیرغم ارزشهای نسبیشان، توفیقی حاصل نکردند؛ آثاری مانند: «جنوب شهر» (فرخ غفاری)، «خشت و آینه» (ابراهیم گلستان)، «سه دیوانه» (جلال مقدم)، «شب قوزی» (فرخ غفاری) و «شوهر آهوخانم» (داوود ملاپور). این آثار، نحیفتر از آن بودند که یارای رقابت با «شمسی پهلوونها» و «آقای قرن بیستمها» و «جهان پهلوانها» را داشته باشند.

در چنین فضایی در سال ۱۳۴۸ مسعود کیمیایی دومین فیلم بلندش، «قیصر» را ساخت. کیمیایی در سال ۱۳۲۰ متولد شد. کودکی او در پرالتهابترین دوران تاریخ سیاسیاجتماعی ایران گذشت. فضای پرآشوب دهه بیست و کودتای بیستوهشتم مرداد سال ۱۳۳۲، چیزی نیست که بر ذهن او اثر نگذاشته باشد. شاید بتوان ساخت فیلمی همچون «قیصر» را، محصول همان دوران دانست. «قیصر» را به حق باید رنسانس سینمای ایران به حساب آورد. هرگونه حرفی در مورد «قیصر»، شاید تکرار حرفهای گذشتگان باشد. کیمیایی در «قیصر» به نمایش درد میپردازد. «قیصر» فرهنگی را وارد فرهنگ مردم کوچه و بازار میکند که میتوان از آن به عنوان فرهنگِ اعتراض، مبارزه و حرکت یاد کرد. حرکتی که پله به پله گسترش پیدا میکند و ابعاد فراگیرتری پیدا میکند. اگر زمانی با «قیصر»، این حرکت از یک طغیان فردی در جمع محدود خانواده آغاز میشود، در «گوزنها» به تاثیرگذاری در سطحی وسیعتر و به طور مشخص، به جامعه میرسد و در نهایت در «سفر سنگ» به انقلاب اجتماعیسیاسی ختم میشود.

سینمای کیمیایی جز یکی دو مورد استثنا، تا به امروز بر همین روند بوده است. حتی در ضعیفترین آثارش نیز میتوان رگههای اعتراض و مبارزه را پیدا کرد. او همیشه فیلمسازِ زمانهخود بوده و حرفهایش برخاسته از متن جامعه.

این روزها او مشغول ساخت بیستوهشتمین فیلم بلند خود با نام «قاتل اهلی» است. فیلمی که از همان ابتدا و قبل از شروع فیلمبرداری، نگاهها را متوجه خود ساخت. حضور پرویز پرستویی نیز که برای نخستین بار در فیلمی از مسعود کیمیایی بازی کرده، بیشتر کنجکاویها را برانگیخته است. باید صبر کرد و دید که آیا باز هم کیمیایی، فیلمی در حد نام و اعتبار خود خلق میکند؟

مطلب را با سخنی از وی که در گفتگویش با مجله «آدینه» در سال ۱۳۷۰ انجام شد، به پایان میبرم:

«جهان اول و دوم و سوم مطرح نیست. ما همه از یک جهان واحد و در یک جهان واحد به نظمی ناانسانی معترفیم و در هنر خود، در برابر این جهان، از آن برنمی‌گذریم. هنر روان و مه‌آلود، هنر بی‌لغز و آرام، بدون تشویش در جامعه‌ای ظلم‌خورده و از غارت دم‌کرده دروغ است. اینجاست که اگر برایش طعم و قیمت و بسته‌بندی بگذارند، جهان سوم مثل یک جنس و ماده آشنا که شناخته شده برای قاعده من مطلوب نیست. انسان در برابر امر مطلق یکسان است.»

برای او آرزوی سلامتی و طول عمر داریم.

roozan

به اشتراک بگذارید